فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

61

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

و پيشه است . در شهرهاى جديد غير از تعميركارانى كه بساط خود را كنار خيابان مىگسترنند ساير كارها دور از انظار مردم صورت مىگيرد . در حالى كه در بازار با چشم خود مشاهده مىكنيد كه چرخ‌كارها چگونه مىچرخد و مراحل تهيه و تعمير را در كارگاههاى روباز تماشا مىكنيد . چينىبندزن ، خياط ، كلاهدوز ، نخ‌ريس ، قناد ، درودگر ، جواهرساز ، پشم‌ريس و ساير اصناف در بازار ديده مىشوند . يك پسربچه اگر بخواهد مىتواند راجع به تعيين حرفه آيندهء خود در يك روز چندين مرتبه تصميم خود را تغيير دهد . يك جوان ايرانى قبل از اينكه راجع به حرفه و پيشه‌اى اطلاعاتى به دست نياورد و آن را ياد نگيرد نمىتواند شغل خود را تعيين كند . پسران معمولا از چهار سالگى به بعد به پدران خود در كارها كمك مىكنند . چند سال قبل ، هنگامى كه برحسب فرمان شاه ، لباس قديمى ايران مبدل به جامه اروپايى گرديد و عمامه جاى خود را به كلاه پهلوى داد و آن را « كلاه ملى » اعلام كردند به زيبايى بازار تا اندازه زيادى لطمه وارد آمد . اين كلاه پهلوى كه اكنون علامت مشخص ايرانيان است ( همان‌طور كه فينه كلاه مخصوص مصريها است . ) از كلاه قديمى افسران دون رتبه نيروى دريايى انگلستان و كلاه جديد صاحب منصبان فرانسوى تركيب شده است . گرچه كلاه پهلوى در خيابانها بيش از هر نوع كلاه ديگرى ديده مىشود و علامت مشخص كارمندان كشورى ايران است ، هنوز در بين بازاريها افرادى از طبقهء پايين مشاهده مىشوند كه به جاى كلاه ، پارچهء ابريشمى دور سر خود مىپيچند و عبا دوش مىكنند و هنوز جامهء معمول روز براى عده‌اى از افراد قبايل مخصوصا افراد قبايل يزد و كرمان و رعاياى كليهء نقاط ايران مفهومى ندارد و خيلى طول مىكشد تا شكل و فرم لباسهاى جديد در آن قبايل نفوذ كند و برخى از آنان توانايى آن را ندارند كه جامهء خود را بر طبق معمول روز تغيير دهند . در اغلب نقاط ايران البسهء مردم تابع جلفى و سبكى رسم روز نيست ، بلكه اين طور به نظر مىرسد كه البسهء آنها جزو تركه موروثى خانوادگى شده كه براى مبارزهء جاودانى با فقر تعمير و وصله مىشود . تمام اين چيزها به زيبايى منظرهء زندگانى روزانه كه بازارهاى ايران را با در نظر گرفتن بازارهاى قاهره و قسطنطنيه و دمشق و بغداد و اسوان و آندورمان ( بازارهاى هند را بايد بعدا ديد ) جالب توجه‌ترين بازارهاى دنيا مىسازد كمك مىكند . دربارهء بازارهاى ايران مىتوان اين جملهء مبتذل را ، كه هر يا رد آن مملو از چيزهاى جالب توجه است ، به كار برد ؛ زيرا قسمت جلو هر يك از دكانها معمولا 3 فوت مىباشد . از لحاظ معمارى بعضى از